درس اخلاق پیش از درس آواز؛ گفتگو با حسام الدین سراج

درس اخلاق پیش از درس آواز؛ گفتگو با حسام الدین سراج

گفتگو با حسام‌‌الدین سراج؛

به مناسبت درگذشت استاد شجریان

  • آقای سراج با تشکر از شما از وقتی که در اختیار ما قرار دادید و ضمن تسلیت به شما و اهالی موسیقی بابت درگذشت استاد شجریان، ابتدا می‌‌خواستم بپرسم نقش آقای شجریان در موسیقی سنتی ما را چگونه و در چه جایگاهی می‌‌بینید؟ استاد شجریان یک حلقۀ واسطی است میان آواز گذشته و آواز معاصر. یعنی آنچه که حسین طاهرزاده، استاد تاج اصفهانی، سید رحیم و امثال آن ارائه کرده بودند را ایشان کار کرده، تحقیق کرده درباره‌‌شان و یک فرم آوازی را بر اساس خلاقیت و نوآوری ارائه می‌‌دهند که برای نسل امروز دلنشین است. یعنی نسل امروز با علاقه و لذت دنبالش می‌‌کند. ضمن اینکه علاوه بر این فرم آوازی، ایشان برخی از تصانیف را از قدما و حتی از معاصران کار کرده که این تصانیف، تصانیف ارزشمندی هستند و تدوین‌‌های قابل توجهی دارند.
  • آقای شجریان، احتمالاً بیشترین کنسرت‌‌ها را دست‌‌کم در عرصۀ موسیقی سنتی در خارج از کشور داشتند، به نظر شما آیا ایشان توانسته‌‌اند موسیقی سنتی ما را در خارج از کشور مطرح کنند؟ ببینید؛ در حال حاضر صحنۀ تبلیغات رسانه‌‌ای در عرصۀ موسیقی دست ما نیست. اما در آن حدی که هنرمندی بتواند در کشور دیگری کنسرت داشته باشد، آقای شجریان در بیشتر کشورهای دنیا کنسرت داشتند که مخاطبان آن، هم ایرانی و هم غیرایرانی بوده‌‌اند. اما من سوألم این است که ما در داخل کشور خودمان تا چه حد اجازۀ مطرح شدن موسیقی و موسیقی سنتی را می‌‌دهیم؟ دنبال بهانه‌‌ای هستند که کنسرت‌‌ها تعطیل شوند. اما همانطور که عرض کردم؛ رسانه‌‌ها در خارج از کشور دست جریانات خاصی است و آن‌‌ها هم طبعاً آن فرهنگ و آن موسیقی که خود تمایل داشته باشند ارائه می‌‌دهند. اما موسیقی سنتی ما بواسطۀ بستگی که با شعر و بستگی با معنا و معرفت دارد، این امکان را دارد که در جهان مطرح شود و اهل هنر و خواص در کشورهای دیگر این موسیقی و استاد شجریان را می‌‌شناسند.
  • از آنجا که شما از نزدیک سابقۀ آشنایی با استاد شجریان را داشتید، مهمترین ویژگی حرفه‌‌ای و شخصیتی ایشان از نظر شما چیست؟ ایشان هنر را به ذاته و به صورت اصیل از نوجوانی دنبال می‌‌کردند. خوشنویس صاحب رتبه در انجمن خوشنویسان بودند، قاری بین‌‌المللی قرآن بودند و در آواز هم سرآمد بودند و خُب بعد از مدتی به مرحله‌‌ای رسید که مورد استقبال جامعه قرار گرفت و به شأن هنری رسید. این شأن وقتی بدست می‌‌آید که هنرمند برای هنرش ارزش قائل بشود، برای وجود خودش ارزش قائل بشود. خودش را هر جایی عرضه نکند، هنرش را هر جایی خرج نکند و مجموعۀ این‌‌ها باعث می‌‌شد که اطرافیان آقای شجریان و مردمی که ایشان را می‌‌شناختند برای او شأن و احترام ویژه‌‌ای قائل باشند. از طرف دیگر در تعامل با مسائل اجتماعی؛ استاد شجریان همیشه با مردم بودند، به مردم احترام می‌‌گذاشتند. آثارش را چه به لحاظ انتخاب شعر و چه به لحاظ ملودی به گونه‌‌ای تنظیم می‌‌کردند که آن سبقۀ اجتماعی را داشته باشند. مجموعۀ این مشخصات بود که باعث می‌‌شد مردم به ایشان عشق بورزند و برای‌‌شان احترام و شأن ویژه‌‌ای قائل بشوند.
  • پس از نظر شما، مردمی بودن مهمترین ویژگی حرفه‌‌ای آقای شجریان بود؟ مردمی بودن در هنر، بیشتر این جنبه‌‌اش مد نظر است که آنچه که به عنوان فرهنگ و فرهیختگی در یک تمدن مطرح است، هنرمند بخواهد و بتواند که آن را بازنمود کند. یعنی به آن فرهیختگی بروز و ظهور دهد. اینطور نباشد که آنچه پیشینیان گفته‌‌اند را تکرار کند، آن هم بدون شناخت و بعد مردم با این مضامین ارتباطی پیدا نکنند. بعضی اوقات، بعضی از هنرمندان اینگونه‌‌اند. یعنی هنرشان را عرضه می‌‌کنند ولی ارتباطی با جامعه ندارند. فقط بخش‌‌هایی از رسانه‌‌ آن را مطرح می‌‌کنند و بعد از مدتی لاجرم فراموش می‌‌شوند. اما اینکه شما اشعار سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر و… را بیاورید در زندگی روزمرۀ مردم و مردم را با آن‌‌ها آشنا کنید، هنر ارزشمندی است. من خودم بیشتر آثاری که از این بزرگان حفظ شده‌‌ام بخاطر شنیدن آن‌‌ها با صدای استاد شجریان بوده است و همراه با هنر ایشان با این فرهنگ مناسبت بیشتری پیدا کرده‌‌ام. اینکه شما می‌‌فرمایید مردمی بودن؛ من فکر می‌‌کنم مردمی بودن یا مردمی شدن یک هنر- اگر آن هنر، هنر ارزشمندی باشد- می‌‌تواند به حال جامعه مفید و مؤثر باشد.
  • میراث و دستاورد استاد شجریان در خود بستر موسیقی- فارغ از انتخاب اشعار و ویژگی‌‌های اجتماعی- را چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟ موسیقی سنتی ما، غیر از آنکه خودش ظرافت و زیبایی‌‌های خاص خودش را دارد، ولی تا به حال به صورت پراکنده توسط اساتید مختلف کار شده بود. خُب این خودش هنر بزرگی است که بیاید یکجا و یک‌‌کاسه به صورت جامع مطرح شود و جذاب باشد برای مردم و به خصوص برای طیف جوان. یعنی ایشان آواز را دوباره به نحوی دیگر با خلاقیت و نوآوری مطرح کرده‌‌اند. تصنیف‌‌های خاص و برجسته‌‌ای را انتخاب کرده‌‌اند مثل تصنیف “از خون جوانان وطن لاله دمیده” یا تصنیف “مرغ سحر” که در زمان‌‌های مختلف در تاریخ ایران تصانیف شاخصی بودند. در مورد مسئله ردیف هم ایشان تأکید می‌‌کردند که ما ردیف را می‌‌آموزیم به عنوان یک چهارچوب و یک قالب کلی، و شما بعداً می‌‌توانید در این چهارچوب طراحی کنید و تحریر و حتی فرم آوازی را به شکل خلاقانه‌‌ای بداهه‌‌پردازی یا اصطلاحاً امپرُوایز کنید. ضمن اینکه در حوزۀ آموزش، ایشان شاگردان بسیاری داشتند و غیر از این اواخر، تقریباً هفته‌‌ای یک جلسه کلاس داشتند و هنرجویان آواز پیش ایشان کار می‌‌کردند که همان هنرجویان در حال حاضر از اساتید برجستۀ کشور هستند.
  • در پایان با توجه به آشنایی مدت‌‌دار خود با استاد شجریان، چنانچه نکته‌‌ای یا خاطره‌‌ای از ایشان به یاد دارید، خوشحال می‌‌شویم با ما و خوانندگان ما در میان بگذارید. من به عنوان یک شاگرد کوچک ایشان، نکته‌‌ای که از کلاس‌‌های ایشان- غیر از مباحث آموزشی ردیف و آواز- بیشتر از هر چیز دیگری در خاطرم هست این است که کلاس‌‌های ایشان برای ما، بیشتر درس اخلاق بود تا درس آواز. یعنی تعامل ایشان با هنرجویان، احترامی که به آن‌‌ها می‌‌گذاشت و محبتی که به هنرجویان داشت؛ باعث می‌‌شد که ما احترام قلبی ویژه‌‌ای برای ایشان قائل باشیم و درس‌‌شان و توصیه‌‌هایشان را با گوش جان پذیرا باشیم.
  • آقای سراج بسیار متشکر از شما و وقتی که در اختیار ما قرار دادید. خواهش می‌‌کنم. بنده هم از شما و همکارانتان متشکرم.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>