باید چیزی وجود داشته باشد به نام عشق؛ گفتگو با پوران درخشنده

باید چیزی وجود داشته باشد به نام عشق؛ گفتگو با پوران درخشنده

باید چیزی وجود داشته باشد به نام عشق

گفتگو با کارگردان “هیس دخترها فریاد نمی‌زنند”، به مناسبت سالروز تولدش

پوران درخشنده (متولد فروردین 1330) از نام‌آشناترین سینماگران ایرانی است که فیلمسازی را از اواخر دهۀ پنجاه خورشیدی آغاز کرد و با همان نخستین فیلم‌های بلند خود همچون “رابطه” و “پرندۀ کوچک خوشبختی” مورد استقبال مخاطبان و توجه منتقدان داخلی و بین‌المللی قرار گرفت. موفقیت‌ او در نمایاندن مناسبات اجتماعی در روابط پیچیدۀ انسان‌ها، با فیلم‌هایی مانند “زمان ازدست رفته”، “رؤیای خیس”، “خواب‌های دنباله‌دار”، “هیس دخترها فریاد نمی‌زنند” و… تا امروز ادامه یافته و بالغ بر بیست اثر داستانی و مستند در کارنامۀ سینمایی خود داشته است. متن پیش رو حاصل گفتگویی است که به مناسبت هفتادمین سالگرد تولدشان در نخستین روزهای سال 1400 داشته‌ایم که به دلیل تعطیلی و برخی مشکلات دیگر- از جمله کرونا- با قدری تأخیر تقدیم می‌گردد.

  • خانم درخشنده تولدتان مبارک. به ما بگویید در این روز و روزهای بهاری چه احساس و آرزویی دارید؟ طبیعتاً بهار احساس خوبی دارد. رشد و رویش دوباره، ولی در کل با توجه به روزهای سخت گذشته و عزیزانی که به هر دلیل در سال گذشته آسیب دیدند یا از دست رفتند، نمی‌شود گفت خوشحالم و آرزوی سالی خوب و بهتر برای تمام مردم ایران و جهان دارم.
  • اول از همه از خودتان بگویید، گویا فیلم جدیدی در دست ساخت دارید، می‌توانید قدری در مورد آن به ما بگویید؟ بله یک کار در ارتباط با موضوع پسرها دارم، مثل فیلم “هیس دخترها فریاد نمی‌زنند” که دربارۀ دخترها بود، این فیلم در مورد پسرهاست و چند سالی وقت و انرژی برده. چه تحقیقات میدانی و کتابخانه‌ای‌ و چه مسائل کارشناسی‌اش انجام شده و مدتی هست که می‌خواهم این فیلم را بسازم ولی با مشکلات عدیده‌ای روبرو هستیم که یکی از این مشکلات مسئله همه‌گیری کروناست و مشکل دیگر بحث مالی قضیه؛ پرداخت دستمزدها و هزینه‌های تولید که نسبت به سال گذشته خیلی بالا رفته‌اند. ولی به هر حال این یک دغدغۀ ذهنی است که باید پرونده‌اش بسته شود، بنابراین در کنار مردم و در مسیری قرار گرفته‌ام که ساخت این فیلم را ضروری می‌دانم.
  • بله. فیلم‌های شما معمولاً به مردم و اقشار آسیب‌پذیر می‌پردازند. من هم امیدوارم این مسئله کرونا و مشکلاتی که به همراه آورده زودتر سپری شوند تا مسیر ساخت این فیلم هموارتر شود. بله. خُب هر چه قدر هم بخواهیم پروتکل‌ها را رعایت کنیم، باز نمی‌توانیم مطمئن باشیم که چه پیش می‌آید و به نیروها و هنرمندانی که صادقانه دارند کار می‌کنند آسیبی نرسد. به هر حال امیدوارم که هر چه زودتر واکسن یا راه حل مطمئنی برای این بیماری بیآید که همۀ مردم واقعاً بتوانند از آن استفاده کنند.
  • همانطور که گفتیم، فیلم‌های شما به اقشار آسیب‌پذیر می‌پردازند. بله. آدم‌هایی که فراموش شده‌اند یا صدایی ندارند یا صدایشان در گلو خفه شده و یا به هرحال دچار نوعی سرگردانی و آشفتگی‌ روانی‌ شده‌اند. زیرا تمام مشکلات و آسیب‌هایی که وارد می‌شوند، تأثیر روانی دارند و در نهایت بر روان انسان تأثیر می‌گذارند.
  • فیلم‌های شما معمولاً لایه‌های معنایی متعددی دارند. لایه‌های روانشناختی، تربیتی، مسائل زنان و… می‌توانید بگویید چرا چنین بافتی با این تعدد معنایی را ترجیح می‌دهید؟ این‌ها تعدد معنایی نیست. ببینید، تمام آدم‌ها حتی آن‌ها که ما کنارشان گذاشتیم و فکر می‌کنیم سهمی از زندگی در کنار ما ندارند، مثل یک بچۀ سندرم داون یا یک کودک ناشنوا یا مادری که بچه‌دار نمی‌شود یا همه و همه، در واقع قربانی شرایطی می‌شوند که در آن قرار گرفته‌اند. این هست که ما نمی‌توانیم به دنبال معلول باشیم ولی به دنبال علت‌ها نباشیم. آنچه شما به آن تعدد معانی می‌گویید، در واقع ماحصل شرایط گوناگونی است که جامعه بر افراد و شخصیت‌ها تحمیل می‌کند. ما نمی‌توانیم بگوییم که چرا جوان بیست‌وچند سالۀ ما دارد عصیان می‌کند و بعد از خود نپرسیم که ما چه شرایطی را برایش بوجود آورده‌ایم؟ چه امکاناتی را برایش فراهم کرده‌ایم؟ او در کجای زندگی و در کجای جامعه قرار گرفته است؟ تحصیل کرده است، دانشگاه هم رفته، اما شغلی ندارد. خانواده‌اش هم استطاعت مالی یا امکاناتی ندارند که بتواند برای خودش کار و درآمدی دست‌وپا کند و بعد بپرسیم که چرا این جوان به دنبال اعتیاد رفته است یا چرا به دنبال صدمه زدن به خودش یا دیگران است؟ شما نمی‌توانید ابعاد روانی وجود آدم‌ها را نادیده بگیرید و بعد بپرسید چرا سرگردان و آشفته است. خُب چرا نباید دلیل سرگردانی او را بدانیم؛ دنبال قضیه را می‌گیرید و می‌بینید خیلی از مهارت‌ها را نه در خانواده، نه در دانشگاه و نه در هیچ‌کجای جامعه نیاموخته، نیازهای عاطفی و روانی‌اش برآورده نشده و امکان رشد نیافته است.
  • به نکتۀ جالبی اشاره کردید. همین جوان یا آدم‌هایی که می‌فرمایید، گویا در فیلم‌های شما به نوعی می‌خواهند وارد تعامل یا گفتگو با هم شوند؛ گاهی این گفتگو نتیجه می‌دهد مانند “پرندۀ کوچک خوشبختی” و گاهی هم مثل فیلم آخرتان “زیر سقف دودی”، این گفتگو عقیم می‌ماند و به جایی نمی‌رسد. به جایی نمی‌رسند ولی چالش‌اش بوجود می‌آید. فرصت تأمل و فکر کردن به آن‌ها داده می‌شود. یعنی اینکه بتوانیم در نقطه‌ای بیایستیم، آیینه‌ای مقابل خودمان بگذاریم و ببینیم که چه کردیم و در کجای کاریم؟ کدامیک از این آدم‌ها ما بودیم و ما چه کردیم برای این زندگی، برای این خانواده یا برای این جامعه؟ چون خیلی وقت‌ها ما حتی فکر هم نمی‌کنیم که خود ما چقدر در وضعیت پیش‌‌آمده نقش داشته‌ و سهیم بوده‌ایم.
  • ولی در فیلم‌های دهۀ شصت و هفتاد شما، این گفتگوها معمولاً به نتیجه‌ای می‌رسید؛ شاید بتوان گفت به یک نتیجۀ مثبت، یک نوع خوش‌بینی… در واقع یک جور اعتماد به نفس را سعی می‌کنم که به آدم‌ها بدهم، چه در فیلم‌ها و چه در زندگی واقعی و این دهۀ شصت و هفتاد را دقیقاً درست گفتید.
  • ولی در دهۀ اخیر، مثلاً در فیلم “هیس دخترها فریاد نمی‌زنند” یا “زیر سقف دودی”، انگار نگاهتان بدبینانه‌تر شده است. گویا این شخصیت‌ها دیگر توان درک، همدردی و گفتگو با یکدیگر را از دست داده‌اند. آیا این تلقی شخصی خود شماست؟ یا اینکه ناشی از تجربیات اجتماعی شما به‌عنوان یک فیلمساز است؟ دقیقاً. ببینید، دهۀ شصت با دهۀ هفتاد و هشتاد خیلی فرق دارد، دهۀ نود که خیلی فاصله دارد و اصلاً قابل مقایسه نیست. یعنی یک شرایطی بوجود آمده که خیلی خشن و خیلی افسارگسیخته است!
  • این افسارگسیختگی و خشونت را که می‌فرمایید، تا حدودی یادآور منتقدان لیبرالیسم است که از این صفات برای توصیف سرمایه‌داری نوین استفاده می‌کنند. به نظر شما آیا این سرمایه‌داری و حرکت شتابزده به سوی سرمایه‌داری است که مسبب این افسارگسیختگی و خشونت در جامعه شده است؟ ببینید، بحث اقتصاد را نمی‌توان نادیده گرفت. بحث اقتصاد، به‌خصوص در دهۀ نود، مهمترین چالشی بوده که وجود داشته است. کارخانجات ورشکسته، جوانان بیکار، کارگران معترض و… این مشکلات اقتصادی و این عدم امنیت اقتصادی، ضربه زده است به امنیت خانوادگی و اجتماعی. این‌ها به هم ربط دارند و می‌بینیم که چطور این شرایط همه چیز را با خود درگیر و فرسوده می‌کند، بی‌آنکه فکر کنیم به کجا داریم می‌رویم و بالطبع آن حس همدردی و آن تعامل اجتماعی و خانوادگی هر روز کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.
  • برخی از همکاران شما [مثلاً آقای مجید مظفری که پیشتر با ایشان گفتگویی انجام داده بودم که در نشریۀ جُنگ فردا، مرداد 1399، به چاپ رسید] معتقدند که سینمای اجتماعی ما، به‌خصوص در دهۀ نود، به سوی نوعی لمپنیسم رفته است؛ نظر شما در این ارتباط چیست؟ دقیقاً! با نظر ایشان موافقم. یعنی ما در سینمای اجتماعی سال‌های اخیر، شاهد یک نوع لودگی هستیم. واقعیت‌ها، پشت پرده‌ای از تمسخر رنگ باخته‌اند و بیشتر با نگاهی سخیف و سخره‌آمیز به جامعه و واقعیت‌های آن مواجه می‌شویم. گویا دیگر از آن سینمای اجتماعی که تأثیرگذار و متعهد بود، خبری نیست. پشت این قضیه (سینمای اجتماعی)، باید چیزی وجود داشته باشد به نام عشق و انسانی که پیش روی ماست و جامعه‌ای که در حال فرورفتن است. یعنی به جلو نمی‌رود که هیچ، در حال فرورفتن است و ما بی‌تفاوت از کنارش می‌گذریم و لودگی می‌کنیم.
  • در پایان فکر می‌کنید راه حل عبور از این شرایط و ترمیم آسیب‌ها چه می‌تواند باشد؟ یعنی سیاست می‌تواند راهگشا باشد، یا اقتصاد، یا سینما و هنر می‌توانند در عبور از این شرایط کمک کنند یا اینکه اصولاً این یک پروسۀ تاریخی و اجتماعی است که دوران خودش را دارد و باید طی شود؟ دوران خودش را دارد، ولی بلاخره احتیاج به کمک دارد. نمی‌توانیم همین‌گونه بی‌تفاوت بنشینیم و بگوییم دوران خودش را دارد. درست است که شرایط سخت است و به نوعی داریم از دست می‌رویم و از دست می‌دهیم، ولی باید کمک کرد. همه باید کمک کنند؛ تدبیر و مدیریت و سیستم و… همه باید آنچه می‌توانند انجام دهند. یعنی آن چیزی که باید بر سر خانواده باشد و آنچه که باید کمک کند تا فرزندان این جامعه به سمت تباهی نروند، آن نگاه دلسوزانه و پدرانه است که جامعۀ ما نیاز دارد. بلاخره ما با هشتاد میلیون جمعیت روبرو هستیم، نمی‌توانیم چشم‌هایمان را ببندیم و نیاز این انسان‌ها را نادیده بگیریم. نیاز به یک مدیریت درست، منسجم و کلان‌نگر داریم و فراتر از آن نیاز به همدردی و عشق.
  • خانم درخشندۀ گرامی، سپاس از اینکه در این شرایط کرونا دعوت [تلفنی] ما را پذیرفتید و نظرات‌تان را با ما و خوانندگان ما در میان گذاشتید. خواهش می‌کنم. من هم متشکرم و برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم.  
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>