نگاهی به عملکرد شبکه‌‌های مختلف صداوسیما

نگاهی به عملکرد شبکه‌‌های مختلف صداوسیما

اصول نباید فدای معیارها شوند؛

نگاهی به عملکرد شبکه‌‌های مختلف صداوسیما

صدا‌‌وسیمای جمهوری اسلامی ایران یا همان رسانۀ ملی، نقشی مهم و راهبردی در جهت رشد فرهنگی و حفظ نظم و ثبات اجتماعی کشور بر عهده دارد. بیانات مکرر رهبر معظم انقلاب نیز دربارۀ این رسانه، خود گویای اهمیت بسزای آن در راستای اهداف اسلامی و انقلابی‌‌ست. با این همه، در سال‌‌های اخیر- به‌‌خصوص در چند ماه گذشته-  حاشیه‌‌هایی برای این سازمان به وجود آمد که شائبۀ تغییراتی را در سطوح مدیریتی آن دامن زد. در جستار پیش رو به بررسی اجمالی عملکرد شبکه‌‌های مختلف این سازمان، در جهت نقد روند کلی در تولید و پخش خواهیم پرداخت.

مروری کلی بر برنامه‌‌ها و سریال‌‌های سیما در چند سال اخیر

  شبکه یک در سال‌‌های اخیر سریال‌‌های پر مخاطبی مانند مجموعۀ “پایتخت” را روی آنتن برده است. به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان و منتقدان تلویزیون، سریال پایتخت تا فصل سوم آن از لحاظ کیفیت نمرۀ خوبی گرفت، حتی پایتخت  4 و 5 نیز با وجود نویسندۀ توانایی چون خشایار الوند در مسیر درستی پیش می‌‌رفت. اما در فصل ششم متأسفانه با ضعف فیلمنامه و افت کلی سریال مواجه شدیم. شوخی‌‌های دم دستی و عدم انسجام داستانی عمده ایرادهای منتقدان از پایتخت 6 بود. با این حال، این سریال به دلیل بینندگانی که از سال‌‌های گذشته این مجموعه را دنبال می‌‌کردند، توانست به مخاطب 80 درصدی دست پیدا کند. قسمت آخر سریال، با سکانس‌‌هایی نازل و کپی برداری‌‌هایسطح پایینی همراه بود که انتقادهای شدیدی را در پی داشت و مدیر صداوسیما  نیز در نامه‌‌ای به معاون سیما خواستار بررسی و برخورد با خاطیان احتمالی شد.

  در سریال‌‌های رمضانی نیز شبکه یک از پیشتازی مخاطب برخوردار است و سریال “زیرخاکی” با بیشترین مخاطب در صدر جدول مخاطبان قرار گرفته است که البته هنوز برای نظرسنجی باید تا پایان سریال صبر کرد. سریال “عروس تاریکی” که بعد نامش به “بوی باران” تغییر پیدا کرد نیز، در نامه‌‌ای جنجالی از سوی وحید جلیلی مورد انتقاد قرار گرفت. شبکه یک سیما می‌‌توانست از این بستر استفاده کند و در حضور کارگردان و تهیه کننده اثر، در مورد نقدها صحبت می‌‌شد و باب گفتگو برای شنیدن نظرات منتقدان شکل می‌‌گرفت که این کار صورت نگرفت.

 برنامۀ “دعوت” با 11 درصد مخاطب در سال 99 توانست بیشترین مخاطب را در برنامه‌‌های قبل از افطار امسال به دست آورد، در صورتی که در سال‌‌های پیش، برنامۀ “ماه عسل” از بیشترین تعداد ببینده برخوردار بود. برنامه‌‌ای با اجرای “احسان علیخانی” که با انتقال او به برنامۀ “عصرجدید” ادامه نیافت و باعث ریزش مخاطبان قبل از افطار در شبکه سه سیما شد. از سوی دیگر برنامۀ “عصر جدید” توانست عنوان پربیننده‌‌ترین برنامۀ سیما را در سال گذشته از آن خود کند و با شنیدن نظرات منتقدان و ایجاد برخی تغییرات در این برنامه، می‌‌توان حدس زد که امسال نیز شبکه سه سیما پربیننده‌‌ترین برنامۀ سیما را روی آنتن ببرد.

  نوروز امسال، شبکه دو سیما با پخش سریال “کامیون” نتوانست از لحاظ کیفیت منتقدان را راضی کند و مردم نیز نتوانستند با این سریال ارتباط برقرار کنند و با برخی اعتراضات از سوی اقشار و قومیت‌‌ها مواجه شد. استفاده از گروه اسم در کردۀ ماکان بند در موسیقی تیتراژ نیز نتوانست در راستای جذب مخاطب کمکی کند. سال گذشته، سریال “بچه مهندس” توانست با داستانی نسبتاً قوی، با مخاطب ارتباط برقرار کند. اما امسال با ضعف نسبی فصل سوم این سریال، شبکه دو سیما نیز نسبت به سال گذشته با مقداری ریزش مخاطب مواجه شد ولی هنوز مخاطبان خود را حفظ کرده است.

  پخش فزایندۀ سریال‌‌های کره‌‌ای و دیگر سریال‌‌های نه چندان با کیفیت خارجی باعث شده بود که سریال‌‌سازی شبکه سه سیما تضعیف شود. با آغاز مدیریت جدید، جریان سریال‌‌سازی در این شبکه تغییر کرد و رویکرد خود را به سمت هویت‌‌بخشی و شناساندن تاریخ واقعی کشورمان قرار داد. سریال‌‌های “بانوی سردار” و “بانوی عمارت” به طور مشخص توانستند در این زمینه ذائقه مخاطب را ارتقاء دهند و باب جدید و مبارکی را در سریال‌‌سازی سیما باز کنند. سریال “وارش” نیز در سه فصل از این شبکه پخش شد که توانست با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کند.

  در شبکه سه سیما، مجریان برنامه‌‌هایی مانند “نود” و “حالا خورشید” با اتکاء به اسپانسرهای خاص- با هزینه‌‌های فراوان- جذب مخاطب کرده، تبدیل به برنامه‌‌هایی سلبریتی محور شده بودند. در سال‌‌های گذشته علیرغم فشارهای مختلف، مجری برنامه‌‌ها تغییر پیدا نکرد. برنامه “نود” توانست در مدت زمان بالغ بر یک دهه با ثبات و قدرت برنامه‌‌ای همه جانبه باشد و به پرمخاطب‌‌ترین برنامۀ شبکه سه تبدیل شود. اگر چه نمی‌‌توان قابلیت‌‌های عادل فردوسی‌‌پور را در برنامه‌‌سازی و اجرا نادیده گرفت، اما رفته رفته اظهارنظر‌‌های شخصی و  رویکرد جناحی‌‌اش در یک برنامۀ ورزشی، آن را به برنامه‌‌ای سیاست‌‌زده تبدیل کرد که سعی می‌‌کرد از این طریق و از طریق صرف هزینه‌‌های بالا- برای دعوت از چهره‌‌های جهانی فوتبال- مخاطبان خود را افزایش دهد. در حال حاضر فردوسی‌‌پور در شبکه ورزش و برنامۀ فوتبال 120 به عنوان تهیه کننده حضور دارد که این برنامه نیز طرفداران خاص خود را دارد. احیای برنامۀ “دایرۀ طلایی” که در این چند سال با قطع و وصل همراه بود، کار خود را با قدرتی دوباره آغاز کرد و با عواملی جدید، خون تازه‌‌ای در ورزش بحران‌‌زدۀ کشتی کشور تزریق کرد.

  از دیگر برنامه‌‌های ورزشی شبکه سه سیما، برنامۀ “فوتبال برتر” است که به نوعی جایگزین “نود” شد و محمد میثاقی در این یک سال توانست موضوعات فوتبالی را در سطحی قابل قبول ارائه کند که در نود کمتر به آن پرداخته می‌‌شد و به علت ورود به مسائل حاشیه‌‌ای کم رنگ شده بود. استعدادی که خود فردوسی‌‌پور کشف کرده بود، جایگزین او شد و به خوبی در برابر جو سازی‌‌ها ایستاد و به کار خود ادامه داد. در شبکه ورزش برنامۀ “شب‌‌های فوتبالی” و “لیگ یک”  نیز به مسائل روز فوتبال داخلی و تحلیل‌‌ بازی‌‌های پخش شده می پردازند که می‌‌تواند در کنار برنامۀ “فوتبال برتر” شبکه سه، به فوتبال کشور کمک کند.

  برنامۀ “حالا خورشید” با اجرای رضا رشیدپور می‌‌رفت که به دام همان برنامۀ “نود” بیافتد، یعنی سلبریتی‌‌گرایی متمایل به امور سیاسی برای جذب مخاطب. برنامۀ “سلام صبح بخیر” جایگزین آن شد که توانست در حساس‌‌ترین و ملتهب‌‌ترین زمان مدیریت شود و به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌‌های صبح گاهی سیما تبدیل شود. از رضا رشیدپور نیز در برنامۀ “اتفاق” استفاده شد، چرخش عوامل سیما باعث می‌‌شود که در هر ساعت تلویزیون مخاطبان خود را داشته باشد.

  شبکه سه سیما،همچنین در پخش مستند‌‌های ایرانی دستآوردهای خوبی داشت. از جمله پخش مستند “گلین‌‌باره” از داوود مرادیان. این مستند که به تبعات اقتصادی حوادث سال 88 و اجماع جهانی برای اعمال تحریم‌‌ها علیه ایران می‌‌پردازد، روایتی از وضع تحریم‌‌ها علیه ایران از سال 1358 تا 1388 را شامل می‌‌شود که پیش از این از شبکه سه پخش نشد ولی در دورۀ مدیریت فعلی این مستند روشنگرانه پخش شد. این مستند که چند سال در توقیف بود با شجاعت پخش شد و با استقبال عمومی وسیع نیز مواجه گشت. اصلی‌‌ترین بحث این مستند این بود که توانست دو دوره مذاکرات و مزایا و معایب آن بررسی کرده، به سندرم “گلین‌‌باره” بپردازد.

  شبکه چهار سیما نیز با برنامه‌‌های مانند “شوکران”، “مصیر”، “شب روایت”، “شب هنر” و … توانست با مدیریت جدید، برنامه‌‌های مناسبی را به مخاطبان فرهیخته خود ارائه دهد. برنامۀ “شوکران” در همان فصل اول با مخاطبان خود ارتباط برقرار کرد و توانست برنامه‌‌ای متفاوت را به نمایش بگذارد . برنامۀ “چرخ و طلوع” از شبکه چهار نیز توانست رضایت نسبی مخاطبان خود را فراهم آورد.

تغییر ذائقه مخاطب؛ اصول نباید فدای معیارها شوند

  در سریال‌‌سازی اولویت اول سازمان صداوسیما مخاطب بود ولی با برنامه‌‌ریزی در مدیریت شبکه سه، این روند تغییر کرد و حذف برنامه‌‌های بی‌‌محتوا برای جذب مخاطب، در بورد کاری این شبکه قرار گرفت. این نکته در کاستن از پخش سریال‌‌های کره‌‌ای خود را نشان داد؛ اولویت دادن به افزایش بینش و آگاهی نزد مخاطب و پرهیز از برنامه‌‌های ضعیف و بی‌‌محتوا برای جذب بالای مخاطب. بدیهی است که این رویه کمی زمان می‌‌برد و زمان می‌‌برد تا سم برنامه‌‌ها و سریال‌‌های بی‌‌کیفیت ولی جذاب از ذهن مخاطب دور شود. البته دست‌‌یابی به مخاطب بالا و جذب هر چه بیشتر مخاطب یک معیار مهم است ولی به دلیل عادت کردن مخاطب به کمدی‌‌های بی‌‌محتوا و برنامه‌‌های ضعیف، رویۀ اصلاح ذائقۀ مخاطب و عادت دادن مخاطب به سریال‌‌ها و برنامه‌‌هایی که سعی در ترویج تفکر و سبک زندگی اسلامی دارند، برنامه‌‌ریزی بلند مدت و مدیریت حساب شده می‌‌خواهد. این شیوۀ مدیریت یک اصل است که وقتی برقرار نباشد حتی اگر برنامه‌‌ای میلیون‌‌ها مخاطب هم باشد در نهایت پس از مدتی مخاطبانش را از دست می‌‌دهد یا ساخت آن متوقف می‌‌شود. ولی اگر اصول مدیریتی رعایت شوند، برنامه‌‌های گوناگون برای انواع سلایق و ذائقه‌‌ها در تمام حوزه‌‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی و… نه فقط برای جذب مخاطب، که برای افزایش آگاهی و بالا بردن سطح سلیقۀ مخاطب تولید شوند- رفته رفته به شکلی درست، پایدار و اصولی- طرفداران خود را هم پیدا خواهند کرد. اگر شبکه‌‌ای در حال حاضر بالاترین مخاطب را با برنامه‌‌های کم محتوی و کمدی‌‌های دم دستی به دست آورده، به مرور با کم شدن مخاطب روبرو خواهد شد، از آنجا مخاطب نیز با گذشت اندک زمانی از این برنامه‌‌ها زده می‌‌شود، ولی چنانچه اصول سریال‌‌سازی هنری و برنامه‌‌های خلاقانه رعایت شوند به مرور به مخاطبان آن افزوده خواهد شد و این یک اصل مهم مدیریتی در صداوسیماست که متأسفانه طی سال‌‌های اخیر کم اهمیت انگاشته شده است و به گونه‌‌ای معیارها به اصول ارجحیت یافته‌‌اند.

  جدا از ساخت و تولید برنامه و سریال‌‌های با کیفیت و پرمحتوا، از دیگر اصول مهم در مدیریت صداوسیما، نقد پذیری و انعطاف در برابر منتقدان دلسوز و شنیدن حرف آن‌‌هاست. برای نمونه شبکۀ سه سیما پیش از این در برابر منتقدان جبهه می‌‌گرفت، در برنامۀ “عصر جدید” که اتفاقاً مخاطب بالایی نیز داشت، نقدهای دلسوزانه شنیده شد و تغییراتی ایجاد شد از جمله به کارگیری استعدادهای مختلف و دور شدن از فضای سلبریتی‌‌سازی.

  ایجاد اعتماد و رفع سوء‌‌ظن از مخاطب، یکی دیگر از اصول مدیریتی در رسانۀ ملی محسوب می‌‌شود. عدم پخش برنامه‌‌هایی که به دلایل واهی از کنداکتور سیما حذف می‌‌شوند و عدم پاسخ‌‌گویی مسئولان و مدیران سیما در این‌‌باره، عدم پوشش درست و اصلاع‌‌رسانی به موقع در مورد خبرها و حاشیه‌‌هایی که مورد سوءاستفاده رسانه‌‌های بیگانه قرار می‌‌گیرند و در نهایت اصل مهم شفاف‌‌سازی که این اواخر در مورد برخی برنامه‌‌ها و سریال‌‌ها تبدیل به یک مطالبۀ عمومی شد. در مورد برخی برنامه‌‌ها این شفاف‌‌سازی انجام پذیرفت؛ مثلآ شبکه سه ریز فعالیت‌‌ها و دستمزد عوامل برنامۀ “حالا خورشید” را اعلام کرد ولی در دیگر شبکه‌‌ها و سریال‌‌ها متأسفانه از شفاف‌‌سازی خبری نشد. شفافیت در یک سازمان، یکی از اصول مدیریت اسلامی است و صداوسیما باید در تمام برنامه‌‌ها و شبکه‌‌های خود کاملاً شفاف باشد به گونه‌‌ای که مخاطب بتواند در سایت سیما ریز تمام بودجه‌‌‌‌‌‌ها و تراکنش‌‌های مالی را مشاهده کند و اصولاً نیازی به مطالبه نباشد.

  در پایان باید یادآوری کرد که صداوسیما در چند سال اخیر- به دلایل گوناگون- با ریزش مخاطب مواجه شده است. اینک دیگر نه تنها ماهواره و شبکه‌‌های تلویزیونی و رادیویی آن، که دنیای مجازی و شبکه‌‌های اجتماعی نیز رقیب این رسانه به شمار می‌‌روند. دیگر ماهواره رقیب اصلی تلویزیون نیست، بلکه لایوهای اینستاگرامی رقیب اصلی آن به شمار می‌‌روند. از سوی دیگر شرایط حساس کشور و منطقه ایجاب می‌‌کند، مدیران در صداوسیما این حساسیت‌‌ها و به دست آوردن اعتماد عمومی را سر فصل برنامه‌‌ریزی‌‌های خرد و کلان خود در حوزه‌‌های مختلف قرار دهند و در جهت مقابله با حریفان قدر- که همان رسانه‌‌های بیگانه و شبکه‌‌های اجتماعی باشند- هدایت کنند. تلویزیون باید بتواند سریال‌‌هایی مثل پایتخت را حفظ کند اما در چارچوب اصول‌‌ و خارج از روند سلبریتی‌‌سازی، سلبریتی‌‌زدگی و ترویج فرهنگ مصرف‌‌گرایی. این سازمان باید بتواند دانشگاهی برای مخاطبانش که همان اقشار مختلف مردم هستند، باشد و باید بستری باشد برای شنیده شدن و دیده شدن همین مردم در تمام وجوهات زندگی فرهنگی، اجتماعی و … که مالکان اصلی و مدیران واقعی آن به شمار می‌‌آیند.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>