از پای تلویزیون تا پایان خط؛ نگاهی به سریال پایتخت

از پای تلویزیون تا پایان خط؛ نگاهی به سریال پایتخت

فرزاد میرحمیدی

 اپیزود ششم از مجموعه سریال “پایتخت”، صدای همه را درآورد. از رییس پیشین سازمان بسیج مستضعفان و خود رییس سازمان صداو‌‌سیما تا بینندگان و منتقدان و حتی خود بازیگران سریال!

 نخستین اعتراض‌‌ها از پخش این سریال از سوی خود بازیگران مطرح شد! پس از پخش قسمت پنجم که بهرام افشاری (بازیگر نقش بهتاش) و احمد مهرانفر (بازیگر نقش ارسطو) به آنچه “ممیزی بیش از اندازۀ سریال” نامیدند در صفحات شخصی خود در شبکه‌‌های اجتماعی اعتراض کردند.

 پیش از این نیز، احمد مهرانفر و محسن تنابنده (بازیگر نقش نقی و مشاور نویسندۀ سریال)- در پی پخش برنامه‌‌ای از شبکۀ افق در دی‌‌ماه سال گذشته- اعلام کرده بودند که به دلیل “توهین به سینماگران معتبر و محترم” پس از پایان “پایتخت 6″، دیگر در سریال‌‌های تلویزیونی و برنامه‌‌های صداو‌‌سیما حاضر نخواهند شد.

 این در حالی است که همچنان دستمزد عوامل این سریال و درآمد سازمان صداو‌‌سیما از پخش آن در هاله‌‌ای از ابهام است. روزنامۀ خراسان در گزارشی در همین ارتباط در 17 فروردین نوشت: “تعرفۀ تبلیغات برای سریال پر مخاطبی مانند ‘پایتخت’ در سال 98، ثانیه‌‌ای 11 میلیون تومان اعلام شد، با فرض 50 درصد بیشتر این تعرفه در سال جدید، مبلغ هر ثانیه آگهی 15 میلیون خواهد بود. میزان 1251 ثانیه آگهی در یکی از قسمت‌‌های سریال ضرب در این تعرفه نشان می‌‌دهد که صداو‌‌سیما از آگهی یک قسمت از این مجموعه تقریباً 19 میلیارد درآمد داشته است.”

 از سوی دیگر، پژمان موسوی (سردبیر مجلۀ مروارید)، در ارتباط با اعتراض عوامل و بازیگران سریال پایتخت به سازمان صداو‌‌سیما در پستی اینستاگرامی نوشت: “آقایان شما خودتان صداو‌‌سیما را برای پخش سریالتان انتخاب کرده‌‌اید، از چه گله می‌‌کنید؟ نمی‌‌توانید هم برای تلویزیون کار بسازید، هم دستمزدش را در بالاترین سطح بگیرید، هم به آن فحش بدهید. ادای اپوزوسیون به شما نمی‌‌آید. نمی‌‌شود هم از آخور خورد و هم از توبره؛ مردم این بازی‌‌ها را بلدند!”

نقدهای ساختاری و محتوایی به “پایتخت 6”:

 اگر چه با درگذشت نابه‌‌هنگام خشایار الوند (نویسندۀ اصلی مجموعه سریال پایتخت به جز در اپیزود دوم)، عدم انسجام داستانی در اپیزود ششم این سریال قابل پیش‌‌بینی می‌‌نمود؛ ولی این عدم انسجام تا حدی بود که حتی کم‌‌اطلاع‌‌ترین بیننده نسبت به درام و مسائل هنری و سینمایی را نیز از پیگیری سریال دلخور و پشیمان می‌‌کرد، چه رسد به منتقدان سینمایی شناخته شده‌‌ای همچون آرش فهیم (از منتقدان برنامۀ سینمایی هفت)، که در گفتگو با خبرنامۀ دانشجویان ایران دربارۀ “پایتخت 6” می‌‌گوید: “پایتخت 6 یک سریال نیست، بلکه مجموعه‌‌ای از چند آیتم طنز و استندآپ کمدی است که روی هم رفته، یک شو بامزه را تشکیل داده‌‌اند. ‘پایتخت 6’ فیلمنامه که هیچ، حتی یک قصۀ ساده که روایت را از نقطۀ الف به نقطۀ ب برساند هم ندارد.”

 این منتقد، همچنین با اشاره به جو غالب در سینمای ایران می‌‌گوید: “فصل ششم سریال ‘پایتخت’ نشان می‌‌دهد که هر فیلمسازی که استقلال خودش را از دست بدهد و تحت تأثیر فضای غالب در سینما قرار بگیرد و یا برای پول کار بکند، مسیر رو به فرسایش و نزولی را طی می‌‌کند؛ چرا که سه فصل اول سریال ‘پایتخت’ آثار مستقلی محسوب می‌‌شوند و به همین دلیل هم برجسته شدند. اما کاملاً مشخص است که در سه فصل اخیر، سازندگان این سریال تحت تأثیر جو غالب در سینمای ایران قرار گرفته‌‌اند و آن خلوص و سادگی اولیۀ خود را از دست داده‌‌اند…”

 غیر از ضعف فیلمنامه و عدم وجود روایت داستانی منسجم و مشخص، شخصیت پردازی ناقص و کمرنگ کارکترهای فیلم نیز از دیگر نقدهای ساختاری وارد بر “پایتخت 6” به شمار می‌‌رود. اما عمده انتقاد منتقدان هنری و سینمایی به این سریال، معطوف به محتوا و اصطلاحاً ناهنجاری‌‌های رفتاری و شناختی آن بود. سعید مستغاثی (منتقد نشریۀ نقد سینما و از اعضای انجمن منتقدان سینمایی ایران)، در اینباره در صفحه اینستاگرام خود می‌‌نویسد: “… به ابتذال کشاندن سنت حسنه و انسانی اهدای اعضای بدن، القای رواج سوءظن‌‌های فاجعه‌‌بار در خانواده‌‌های ایرانی، استفاده از شوخی‌‌های رکیک جنسی در میان خانواده که تاکنون در میان فیلم‌‌های مبتذل سینما و برخی فیلم‌‌های به اصطلاح شانه تخم مرغی رایج بود و اینک به رسانه ملی راه یافته… از جملۀ این ناهنجاری‌‌های اخلاقی و رفتاری به نظر رسید که اگر چه از سری چهارم به بعد در مجموعۀ ‘پایتخت’ قوت گرفت، ولی اینک در سری ششم به اوج خود رسید.”

 همچنین بهمن نامور مطلق (اسطوره پژوه و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی)، با اشاره به دستمایه قرار دادن لباس و آرایش هخامنشی برای ایجاد صحنه‌‌ای کمیک در یکی از قسمت‌‌های این سریال در کانال تلگرام خود نوشت: “شنیدم و خواندم که در یکی از قسمت‌‌های این فیلم به نحوی لباس و فرهنگ هخامنشیان را دستمایۀ تمسخر و خنده‌‌های بی‌‌مزۀ خودشان کرده‌‌اند. از اول هم معلوم بود که این جماعت دانش کمدی ندارند و برای خنداندن راهی جز شکستن حریم‌‌های اخلاقی و هویتی بلد نیستند. خندیدن به هخامنشیان خندیدن به تاریخ و هویت ماست… به من بگو به چه چیز می‌‌خندی تا بگویم کیستی. باید به برخی خنده‌‌ها گریست و از خنده به هخامنشیان و تاریخ این مملکت، در نوروزی که از آنها به یادگار مانده ناله سر داد!”

 جدای از میزان شوخی یا جدی بودن تاریخ و اینکه آیا فرهنگ و مسائل شناخت‌‌شناسانۀ پیرامون آن، قابلیت خندیدن به خود را دارند یا خیر، با بالا گرفتن چنین نقدهای محتوایی بود که کارگردان سریال- سیروس مقدم- در پیامی ویدئویی به مخاطبان و منتقدان سریال گفت: “پایتخت آینۀ تمام قد جامعۀ ماست… جامعه‌‌ای با فراز و فرودهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی که ما بخش ناچیزی از آن را به تصویر کشیدیم. مثل همان مجموعه‌‌های پنجگانۀ پایتخت، محور اصلی ‘پایتخت 6’ هم کانون خانواده است. خانواده‌‌ای که این خاصیت را دارد دچار بحران، نابسامانی، آشفتگی و اختلاف نظر بشود، ولی همواره خودش بر این مصائب و مشکلاتش غلبه کرده و سربلند و شاد بار دیگر دور هم جمع شده است. من خواهشم از شما این است که کمی تحمل کنید، اندکی تأمل کنید… اجازه بدهید ‘پایتخت’ از این چالش‌‌هایی که برای کارکترها و شخصیت‌‌هایش طراحی شده عبور کند. می‌‌بینید که مثل همیشه خانواده خوش و خرم همدیگر را در آغوش می‌‌کشند و امید در ‘پایتخت’ فوران خواهد کرد.”

اوج گیری انتقادها از “پایتخت 6” پس از قسمت آخر:

 با شیوع کرونا و توقف ساخت سریال، قسمت پایانی سریال وعدۀ کارگردان و عوامل تولید “پایتخت 6” به بینندگان باقی ماند و بسا قسمت آخر سریال- خواسته و ناخواسته- به قول سیروس مقدم، شد مجال “فوران امید” که وعدۀ کارگردان سریال به بینندگان بود. به طور مشخص؛ صحنه‌‌های موتورسواری و قایق‌‌سواری رحمت (با بازی هومن حاجی‌‌عبداللهی) و نامزدش در لوکیشن‌‌های چشم‌‌نواز شمالی، تا حدی در راستای همین فوران امید و کاستن از به اصطلاح “آشفتگی”ها و “نابسامانی”ها بود که خود حاشیه‌‌ساز و بلکه دردسر‌‌ساز شد.

 ماجرا، شباهت عام و تام این صحنه‌‌ها با صحنه‌‌هایی از دو فیلمفارسی پیش از انقلاب بود که اینبار نه تنها صدای منتقدان که صدای منتظمان را نیز درآورد. از جمله غلام‌‌حسین غیب‌‌پرور (رییس اسبق سازمان بسیج مستضعفان) که خطاب به رییس صداو‌‌سیما پرسید: “عین تذهبون؟ خود قضاوت کنید وضعیت فعلی رسانه چیست و کجاست؟” و در پی آن دستور ویژۀ علی عسگری به معاونت سیما برای بررسی حواشی قسمت آخر؛ “باید مشخص شود این اقدام حاصل اشتباه و بی‌‌توجهی است یا فتنه‌‌انگیزی ستون پنجم فرهنگی دشمن!”

 اگر چه در این میان یافتن مقصر اصلی سخت دشوار می‌‌نماید، اما همزمانی تقریبی پخش فیلم “همسفر” از شبکۀ ماهواره‌‌ای ضد انقلاب “من و تو” با قسمت آخر سریال، خود بر حاشیه‌‌های بیشتر دامن زد. چنانکه روزنامۀ جوان در یادداشتی نوشت: “چطور شبکۀ ‘من و تو’ با پخش فیلم ‘همسفر’ ، همزمان با قسمت آخر ‘پایتخت’ تا این حد با آن هماهنگ بوده؟… آیا باید پذیرفت همۀ این بخش‌‌ها در نادیده گرفتن مشکلات متعدد ‘پایتخت’ اشتباه کرده‌‌اند؟!”

از “پایتخت” تا پایان خط:

 اشتباه یا خطا و یا سهو یا عمدی بودن “مشکلات متعدد پایتخت”، اما چیزی نیست که از دلخوری بینندگان آن بکاهد. دور از ذهن نیست که بیشتر بینندگان از عدم پخش پشت صحنه‌‌های قول داده شده از تلویزیون، دلخورتر از حاشیه‌‌های قسمت آخر و یا ضعف کلی ساختاری و محتوایی اپیزود ششم از مجموعه سریال “پایتخت” باشند.

 مجموعۀ پایتخت با هوشمندی خاص در انتخاب اقلیم شمال با مناظر و طبیعتی چشم‌‌نواز و مردمانی خونگرم و مهمان‌‌نواز، در کنار ارائه طرح‌‌های داستانی متنوع و مردم‌‌پسند، در اپیزودهای نخستین خود، به قول آرش فهیم توانست “برندی در سریال سازی” صداو‌‌سیمای جمهوری اسلامی ایران باشد.

 احتمالاً برای نخستین بار در یک سریال تلویزیونی، بی‌‌آنکه به قوم و فرهنگ اقلیمی خاصی بربخورد، مجموعۀ طنزی با ادغام بومی‌‌گرایی و دیگر ویژگی‌‌های مردم‌‌پسند در طنز معاصر، به زندگی مردمانی پرداخت که مانند “نقی معمولی”، از اقشار و طبقات معمولی جامعه بودند و در این میان در کنار سادگی و مهربانی، ضعف‌‌ها و خرده‌‌شیشه‌‌هایی نیز داشتند که قابل درک و قابل خندیدن بود. اما چنانکه گفته‌‌اند آخر خنده گریه است. شاید خندیدن در شرایط تحریم و مصائب کرونا، وقتی صحبت از هزینه‌‌ها و دستمزدهای نجومی و حاشیه‌‌های سیاسی می‌‌شود؛ چندان هم راحت و قابل درک نباشد.

 با این همه، حتی فارغ از حاشیه‌‌ها، اپیزود ششم از مجموعه سریال “پایتخت” به دلایل متعدد دیگر، از جمله درگذشت خشایار الوند و ضعف‌‌های آشکار ساختاری و دراماتیک خود، نشان از خط پایان دارد. بدیهی است وقتی خلاقیت در مسیر تکرار و مسائل حاشیه‌‌ای و مالی قرار بگیرد، به خط پایان هنری خود نزدیک می‌‌شود. خط پایانی که خود بتواند آغازی هنرمندانه‌‌تر در تلفیق بومی‌‌گرایی، هنر مردم‌‌پسند و سرگرمی‌‌سازی معاصر در دستگاه عریض و طویل و پر هزینه‌‌ای مانند تلویزیون باشد که خود از حاشیه‌‌های فراوانش به نفس نفس افتاده است.    ‌‌

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

۲ Comments on “از پای تلویزیون تا پایان خط؛ نگاهی به سریال پایتخت

  1. You could definitely see your enthusiasm in the article you
    write. The sector hopes for more passionate
    writers like you who are not afraid to say how they believe.
    At all times follow your heart.

    P.S. If you have a minute, would love your feedback on my new website re-design. You can find it by searching for “royal cbd” – no
    sweat if you can’t.

    Keep up the good work!

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>