تنها پرورش‌‌دهندگان بد وجود دارند؛ دربارۀ فیلم بینوایان

تنها پرورش‌‌دهندگان بد وجود دارند؛ دربارۀ فیلم بینوایان

احسان رشیدی

  یکی از آثار مورد بحث در روز دوم جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹ ، فیلم سینمایی “بینوایان” (Les Misérables) بود که اولین فیلم بلند داستانی “لاج لی” به حساب می‌آید. لی پیش از این به ساخت آثار مستند و کوتاه می‌پرداخت. بینوایان که یک درام پلیسی است و به تضاد‌ها و درگیری میان پلیس فرانسه و حاشیه‌نشین‌ها و فقرای محلات محروم در این کشور می‌پردازد، تلاشی است برای نمایش خشونت پلیس علیه طبقات فرودست جامعه در کشورهای اروپایی و به ویژه در فرانسه. فیلم بینوایان برندۀ جایزه ویژه هیأت داوران از کن شد. این فیلم همچنین در فیلم‌‌های برتر “کایه‌‌دو سینما” در رتبۀ هفتم فیلم‌‌های سال قرار گرفت که از اهمیت این فیلم خبر می‌‌دهد و نمرۀ این فیلم در سایت‌‌های نمره دهی بالای هشت (از ده) داده شده است.

  “ویکتور هوگو” در رمان‌‌های معروف خود تقابل‌‌های مختلفی را نمایان می‌‌سازد. مانند تقابل انسان در برابر تبعیض و سوءاستفاده از قانون در “بینوایان”، “گوژپشت نوتردام” تقابل انسان در برابر افراطی‌‌گری مذهبی و “رنجبران دریا” نمایانگر تقابل انسان در برابر نیروی طبیعت است. تقابل خیر و شر در تمام کارهای ویکتور هوگو دیده می‌‌شود که شکل این تقابل در آثار مختلف این نویسندۀ بزرگ، رنگی دیگر می‌‌گیرند. فیلم بینوایان را از این حیث می‌‌توان ادای دینی از سوی فیلمساز به این نویسندۀ شهیر برشمرد و نیز ادای دین سینما به ادبیات.  

 

خلاصه فیلم

  جملۀ معروفی از ویکتور هوگو است که می‌‌گوید: “هیچ علف هرز و انسان بدی وجود ندارد، بلکه تنها پرورش دهندگان بد وجود دارند.” خلاصه و چکیدۀ فیلم لاج لی را نیز در واقع باید در همین جمله جستجو کرد. فیلم، اقتباسی موضوعی بدون شخصیت‌‌های رمان معروف ویکتور هوگو با موضوع تبعیض، فساد و ظلم پلیس فرانسه نسبت به مهاجران- به ویژه مسلمانان حاشیه نشین مانفرمیل در حاشیۀ شهر پاریس – دارد. پلیس با سوءاستفاده از قانون و فراقانون دانستن خود، باعث شورش و آشوب در جامعه می‌‌شود. “عیسی” نوجوان محلۀ مانفرمیل بچه شیری را از قفس آزاد و به پیش خود می‌‌برد و باعث یک ناآرامی در محله می‌‌شود و پلیس بدون مدیریت کردن این قضیه، آن را تبدیل به یک بحران در منطقۀ مانفرمیل می‌‌کند و فساد در سیستم پلیس سرباز می‌‌کند.

نقاط ضعف و قوت فیلم

  آغاز فیلم، صحنه‌‌ای است که جمعیتی را در خیابان‌های پاریس نشان می‌دهد. سال گذشته، هنگامی که تیم فوتبال فرانسه، کرواسی را ۴ به ۲ در جام جهانی شکست داد مشغول شادی و فریادزدن هستند… عاقبت کارگردان، نام فیلم را روی جمعیت شادمان از پیروزی حک می کند؛ “بینوایان”.

  ولی به مرور ریتم فیلم کند می‌‌شود و از هیجان فیلم تا تقریباً قسمت‌‌های پایانی کاسته می‌‌شود. در فیلم- که هم نام بینوایان ویکتور هوگو ساخته شده- بیننده در نگاه نخست با اثری متفاوت با بینوایان ویکتور هوگو روبرو می‌‌شود، ولی هر چه داستان فیلم جلوتر می‌‌رود به شباهت داستان‌‌ها پی می‌‌بریم؛ بی‌‌عدالتی و شورش علیه دولت، شباهت‌‌های اصلی داستان را شکل می‌‌دهند. محلۀ “فانتین” مادر “کوزت” و محله‌‌ای که لاج لی برای روایت داستان خانواده‌‌ای که از سومالی مهاجرت کرده‌‌اند یکی‌‌ست؛ “عیسی” پسر نوجوان محله، همچون  “ام باپه” بازیکن تیم فوتبال فرانسه که  گل پیروزی در فینال را می‌‌زند نیز مهاجری آفریقایی تبار است. مهاجر بودن و مورد تبعیض و ظلم قرار گرفتن، درد مشترکی است که مردم بینوا را به هم پیوند می‌‌دهد.

  فیلمبرداری کار چشم‌‌نواز و جزء قسمت‌‌های برجستۀ فیلم است که بیننده را کاملاً در مسیر داستان همراه می‌‌سازد. در فیلم داستان سه مأمور پلیس روایت می‌‌شود؛ “گوادا”، “کریس” و مأموری که به تازگی به محل منتقل شده به نام “ریوز”، که به این دو اعتماد ندارد. ریوز برای تغییر پلیس فرانسه کافی نیست و در برخی موارد در برابر فشارهای همکارانش مجبور به سکوت و همدستی می‌‌شود. فساد و ارتجاع همکارانش را افشا نمی‌‌کند، فقط اعتراضی می‌‌کند که کافی نیست. در واقع “بینوایان” را باید فیلمی اعتراضی و ضد سیاست‌‌های مهاجرتی دولت  فرانسه تعبیر کرد.

سیاست‌‌های مهاجرتی دولت فرانسه

 امانوئل ماکرون در یکی از سخنرانی‌‌های خود گفت: “در برخی از مواقع حس بشردوستی زیاد، ما را به‌صورت افراطی سهل انگار جلوه می‌‌دهد”. رئیس جمهور فرانسه با اعلام اینکه فرانسه “مهد مهاجران” بوده است، در عین حال تأکید کرد که حمایت بیش از حد از پناهجویان “انسان را کاملاً از واقعیت‌‌ها دور می‌‌سازد”.

  مکرون همچنین بارها با بیان اینکه خود را به اصول حق پناهندگی متعهد می‌‌داند، سوءاستفاده از این حق را رد کرد و گفت: “جمعیت [مهاجران] ورودی در اروپا هیچگاه تا به این اندازه پایین نبوده است و [این درحالی است که] متقاضیان پناهندگی در فرانسه هیچ‌وقت تا به این اندازه زیاد نبوده‌اند”. او همچنین بارها خواسته تا همۀ شهروندان و سیاستمداران، بدون حاشیه به بحران مهاجرت نگاه کنند تا بهتر بتوانند برای این بحران راه حل پیدا کنند. مخالفان دولت اما، ماکرون را متهم می‌‌کنند که برای جذب رأی مردم در زمینۀ مهاجرت، او سیاست‌‌های “راست افراطی” و از جمله “مارین لوپن” را درپیش گرفته است. در زمان انتخابات نیز مارین لوپن، رهبر حزب راستگرای افراطی “اجتماع ملی”، سخنان ماکرون را “صرفاً برای مصارف انتخاباتی” خوانده بود.

  در هر حال، سیاست‌های دولت امانوئل ماکرون در زمینه مهاجرت از ابتدای ورود به کاخ الیزه با انتقاداتی مواجه بوده است. کارشناسان حقوق پناهندگی و پاره‌‌ای از انجمن‌‌های غیردولتی فعال در این زمینه می‌‌گویند سیاست‌های سختگیرانۀ دولت ماکرون در برخی موارد یادآور دولت‌‌های راستگرای پیش از وی، از جمله دولت “نیکلا سارکوزی” می‌‌باشند. فیلم بینوایان به مهاجرانی می‌‌پردازد که خود را از فرانسه می‌‌دانند و برای پیروزی فرانسه سرود ملی می‌‌خوانند ولی دولت و نهاد‌‌های حاکمیتی فرانسه آن‌‌ها را به‌‌عنوان شهروندان فرانسه به رسمیت نمی‌‌شناسند.

پلیس فراتراز قانون و پیوستن به داعش

  در فیلم بینوایان سعی شده که از سیاه‌‌نمایی دربارۀ مسلمانان پرهیز شود و یک جلوۀ واقعی از مسلمانان ارائه شود، ولی در انتهای فیلم شاهد پیوستن برخی از این افراد به گروه‌‌های خشن و سلفی مانند داعش هستیم. مهاجران در فرانسه را بینوایانی می‌‌بینیم که بی‌‌پناهند و پلیس باید در چارچوب قانون به آن‌‌ها کمک کند. اما در چند سکانس فیلم این جمله از پلیس شنیده می‌‌شود که؛ “من فراتر از قانون هستم”. در نتیجه ناآرامی‌‌ها نیز از این اختیارات فراقانونی شکل می‌‌گیرند و پلیسی که معتقد است قانونی جز من وجود ندارد، آشکارا به فساد و همکاری با کارتل‌‌های بزهکار در منطقه مانفرمیل دامن می‌‌زند و باعث می‌‌شود جوانان به سمت اعتیاد و انواع جرم‌‌ها بروند. در یک حرکت به ظاهر ناخواسته پلیس با فلاش بانک به عیسی، پسر نوجوان حمله‌‌ور می‌‌شود و عیسی بیهوش می‌‌شود، از پلیس به‌‌وسیلۀ پهباد فیلمبرداری می‌‌شود، اما مأموران می‌‌گویند که ناخواسته شلیک شده در صورتی که این گونه نبود. برای تخریب بیشتر شخصیت عیسی او را به قفس شیر می‌‌اندازند و صاحب سیرک در قفس را می‌‌بندد و ضربه‌‌ای بدتر از آن شلیک به او وارد می‌‌آورند. مأمور ریوز سعی می‌‌کند پلیس بهتری باشد ولی در نهایت در تصمیمات جمعی با گروه است. پایان‌‌بندی کار که تبدیل به اعتراض نوجوانان علیه پلیس و شورشی همه‌‌گیر می‌‌شود، تداعی‌‌گر داعش و عملیات‌‌های تروریستی آن‌‌ها در فرانسه است. بدین‌‌گونه همان داعشی که ساختۀ دست غرب و بی‌‌عدالتی‌‌های آن بوده و هست، به خود غرب باز‌‌می‌‌گردد و عملیات‌‌های تروریستی دامن‌‌گیر فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی می‌‌شود.

فساد، فاصلۀ طبقاتی و جلیقه زردها

  کشور فرانسه، کشوری مهاجرپذیر دانسته می‌‌شود و قاعدتاً باید از مهاجران خود در چارچوب قانون حمایت کند. ولی پلیس فرانسه به آزار و تبعیض علیه مهاجران و شهروندان خود متهم است. نمونه‌‌های واقعی از این آزار و تبعیض، در جنبش اعتراضی جلیقه زردها دیده شد که خسارات و قربانیان بسیاری برای فرانسه به بار آورد. فیلم بینوایان در حال هشدار دادن به جامعۀ فرانسه است؛ اگر رفتار درستی با این معترضان نداشته باشیم و پاسخ درستی به این اعتراض‌‌ها ندهیم، در آینده‌‌ای نه‌‌چندان دور با مشکلاتی به مراتب بزرگ‌‌تر و عمیق‌‌تر روبه‌‌رو خواهیم شد و انقلاب‌‌های بزرگی، حتی بزرگ‌‌تر از انقلاب دو قرن پیش، فرانسه و کل جوامع غربی را زیر و زبر خواهد کرد.

  بینوایان صدای شنیده نشدۀ مهاجران در فرانسه است که به بلندترین شکل خود بیان می‌‌شود و با دستاویز قراردادن بینوایان هوگو در ترسیم فساد و بی‌‌عدالتی، حرف مشترک فیلم و رمان معروف را به روایتی تازه پیوند می‌‌دهد. در فرانسه‌‌ای که دم از آزادی و برابری در قانون می‌‌زند، جلیقه زردها با ده‌‌ها کشته و هزاران زخمی مواجه می‌‌شوند و یکی از مباحثی که در فیلم شکل می‌‌گیرد رفتار خشن پلیس فرانسه است که سعی دارد خود را قانون‌‌مدار جلوه دهد، ولی مردم معترض و قربانیان جامعه، علیه پلیس و سیستم فاسدش دست به شورش می‌‌زنند و سرانجام، فیلم با این گفتۀ ویکتور هوگو هم‌‌داستان می‌‌شود که؛ “هیچ انسان بدی وجود ندارد، بلکه تنها پرورش دهندگان بد وجود دارند.”

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>