گذشته در گذشته نمی‌‌ماند

گذشته در گذشته نمی‌‌ماند

مروری بر آثار ادبی متأثر از کودتای 28 مرداد

فرزاد میرحمیدی

کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت محمد مصدق، از مهمترین وقایع سیاسی، نه تنها در ایران که در کل نظام سیاسی جهان بود. جدای از مسئله نفت و اهمیت استراتژیک آن برای بریتانیا و شریک امپریالیستی تازه تبلور یافته‌‌اش- ایالات متحدۀ آمریکا- این کودتا سرآغازی بود برای کودتاهایی که پس از آن در اقصی نقاط جهان، از جمله در شیلی و دیگر کشورهای آمریکای لاتین در جهت منافع امپریالیستی متفقین پیروز از جنگ جهانی دوم (به‌‌ویژه بریتانیا و ایالات متحده) به وقوع پیوستند و در واقع کودتای 28 مرداد ایران، نقطۀ عزیمتی بود برای دولت‌‌های استعمارگر در جهت تغییر حاکمیت با کمترین هزینه در جهت منافع امپریالیستی خود.

  اما در خود ایران، این کودتا نه تنها عوارض سیاسی که تأثیرات فرهنگی و اجتماعی نیز به همراه داشت که لزوماً جنبۀ منفی نداشتند و در برخی موارد موجب رشد و بیداری فرهنگ سیاسی- اجتماعی ایرانیان نیز شد. از جمله در ادبیات که با این کودتا، جریان معروف به سمبولیسم اجتماعی در شعر و ادبیات داستانی ایران قوت گرفت و از این جهت به‌‌ویژه ادبیات داستانی را که بواسطۀ تجربه‌‌های پیشین (از زمان شکست مشروطه تا استبداد رضاخان) دچار انقطاع حیات و اندیشه شده بود را جانی دوباره بخشید.

سمبولیسم اجتماعی در ادبیات معاصر ایران

  در دهه‌‌های 40 و 30 خورشیدی- برخلاف امروز- شعر و به‌‌ویژه شعر نیمایی، گونۀ غالب در ادبیات فارسی به‌‌شمار می‌‌رفت و به همین دلیل نیز نیما را ‌‌پایه‌‌گذار سمبولیسم ادبی در ایران می‌‌دانند و به‌‌ویژه از شعر بلند “ققنوس”، به‌‌عنوان نخستین اثر در این جریان ادبی نام می‌‌برند؛

انقلاب اصلی و اساسی نیما با بهره‌‌گیری از نماد در دو شعر ‘ققنوس’ (1316) و ‘غراب’ (1317) آغاز می‌‌شود و پس از او نیز می‌‌توان از شاعرانی چون شاملو، اخوان، فروغ فرخزاد (دورۀ دوم شاعری)، سیاوش کسرایی، [اسماعیل] شاهرودی، منوچهر آتشی، شفیعی کدکنی و دیگران یاد کرد که شعر سمبولیست اجتماعی را در دهه‌‌های سی و چهل به اوج خود رساندند و توانستند با بهره‌‌گیری از نمادگرایی یا سمبولیسم اجتماعی به انعکاس رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن دوران بپردازند.”(آرامیده و بیگدلی، مارس 2017)

  جدا از اختناق و فضای بستۀ دیکتاتوری محمدرضا پهلوی بعد از کودتای 28 مرداد، که شاعران و نویسندگان را به سوی سمبولیسم اجتماعی و کاربرد تمثیل و نمادگرایی در شعر و ادبیات سوق داد، تأثیر شاعران و نویسندگان سمبولیست اروپایی (در قرن 19.م) را نمی‌‌توان در این جریان ادبی در ایران بی‌‌تأثیر دانست. شاعرانی مانند “ولادمیر مایاکوفسکی” و “تی.اس الیوت” و نویسندگانی همچون “موریس مترلینگ” و “ویلیام باتلرییتز”. به ویژه در شعر نیما که با شعر شاعران سمبولیست [و چنانکه سمبولیسم خود قرابتی با رمانتیسم داشت با رومانتیسم‌‌های] فرانسوی همچون “لامارتین”، “آرتور رمبو”، “استفان ملارمه”، “پل والری” و… قرابت‌‌هایی آشکار داشت؛ از جمله تغییر برخی از قواعد ادبی در ابداع سبک “شعر آزاد” در اشعار “پل ورلن” و “استفان ملارمه” که در شعر فارسی به شعر نیمایی و سپس به شعر سپید انجامید و دیگر استفاده از زبان پیچیده و پر رمز و راز برای بیان افکار و عواطف شخصی.

  با این حال سمبولیسم ادبی در شعر  و ادبیات معاصر ایران، تفاوت‌‌های عمده‌‌ای نیز با این مکتب ادبی در اروپا دارد که آن را ویژه و متمایز می‌‌سازد؛

از مهمترین تفاوت‌‌های مکتب سمبولیسم اروپایی با جریان شعر سمبولیسم اجتماعی فارسی این است که شعر سمبولیک فارسی، شعری است که در برابر مسائل و مفاهیم اجتماعی و آرمان‌‌ها و آرزوها و درد و دریغ‌‌های انسانی، خود را متعهد و مسئول می‌‌داند و جامعه‌‌گرایی از ویژگی‌‌های محوری و بنیادین آن است؛ در حالی که شاعران سمبولیست اروپایی به دلیل گرایش به شعر محض و ناب، غالباً اعتقاد و التزامی به مسائل سیاسی و اجتماعی ندارند… همچنین به دلیل آنچه گفته شد، شاعران نمادگرا برای شاعر رسالت خاصی قائلند و معتقدند که شاعر باید حاوی پیغام و پیامی برای مخاطب خود باشد؛ در حالی که شاعران سمبولیست اروپایی مانند شاعران پیرو مکتب زیبایی‌‌گرایی، هیچگونه جنبۀ تعلیمی و آموزندگی برای شعر قائل نبودند.” (شمیسا و حسین‌‌پور، پاییز 1380: 32)

کودتای 28 مرداد و اندیشه‌‌های سوسیالیستی در شعر سمبولیک ایران

  از تأثیرات مهم سیاسی و اجتماعی کودتای 28 مرداد، سایۀ سنگین استبداد و دیکتاتوری همه‌‌جانبه‌‌ای بود که محمدرضا پهلوی پس از اعتماد به نفس ناشی از حمایت بریتانیا و ایالات متحده در سرکوب آزادی‌‌خواهی مردم و روشنفکران، بر جامعۀ ایران تحمیل کرده بود. ملی- مذهبی‌‌ها، مارکسیست‌‌ها و تقریباً تمام گرایشات سیاسی به شدت قلع‌‌وقمع شدند و چهره‌‌های شاخص احزاب مخالف یا تبعید و زندانی و یا اعدام شدند. چنانکه نیما در نخستین شعر پس از کودتا به نام “دل فولادم” می‌‌سراید:

“…کارشان کشتن و کشتار که از هر طرف و گوشۀ آن/ می‌‌نشانید بهارش گل با زخم جسدهای کسان/ فکر می‌‌کردم در ره چه عَبث/ که از این جای بیابان هلاک/ می‌‌تواند گذرش باشد هر راهگذر/ باشد او را دل فولاد اگر… از برای من ویران سَفرگشته مجال دمی استادن نیست/ منم از هر که در این ساعت غارت‌‌زده‌‌تر/ همه چیز از کف من رفته‌‌ بدر/ دل فولادم با من نیست…”(طاهباز، 1389: 769)

“خانه‌‌ام ابری‌‌ست” از دیگر سروده‌‌های مهم نیما در این دوران است که یأس و ناامیدی آن- در قالب تمثیل و نماد- به خوبی فضای اجتماعی پس از کودتا را ترسیم می‌‌کند. اما به گمان بسیاری از مخاطبان شعر فارسی، شعر معروف “زمستان” اخوان‌‌ثالث را می‌‌توان به‌‌عنوان بارزترین شعر سمبولیک متأثر از فضای سرد و سنگین استبداد پس از 28 مرداد 1332 تلقی کرد؛

“سلامت را نمی‌‌خواهند پاسخ گفت/ سرها در گریبان است/ کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدن یاران را… مسیحای جوانمرد من/ ای ترسای پیر پیرهن چرکین!/ هوا بس ناجوانمردانه سرد است/ آی… دمت گرم و سرت خوش باد!/ سلامم را تو پاسخگوی، در بگشای/ منم من، میهمان هر شبت، لولی‌‌وش مغموم/ منم من، سنگ تیپا خوردۀ رنجور/ منم، دشنام پست آفرینش، نغمۀ ناجور/ نه از رومم نه از زنگم، همان بی‌‌رنگ بی‌‌رنگم/بیا بگشای در، بگشای دلتنگم…” (شمس لنگرودی، 1370: 302)

در این میان اما، حزب تودۀ ایران که به دلایل گوناگون و از همه مهمتر،به دلیل سرسپردگی بی‌‌چون‌‌وچرایش به حزب کمونیست شوروی پایگاه مردمی قابل اتکایی در بطن جامعه نداشت، فعالیت‌‌های خود را از شاخۀ کارگری به شاخۀ فرهنگی منتقل کرد و با ایجاد پایگاه در دانشگاه‌‌ها و چاپ نشریات متعدد، سعی در جذب و مصادره [به مطلوب] بسیاری از شاعران و نویسندگان از اوایل دهۀ 30 تا اواسط دهۀ 40 خورشیدی نمود. از جمله نشریات مهم ادبی با رویکرد مارکسیستی در این دوره می‌‌توان به روزنامۀ “مردم” (ارگان مرکزی حزب توده ایران)، “ماهنامۀ “پیام نوین” (انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی) و ماهنامۀ “صدف” (به مدیریت م.ا. به‌‌آذین یا محمود اعتمادزاده)، مجلۀ ادبی خوشه یا خوشۀ زرین (به مدیریت احمد شاملو)، دو هفته‌‌نامۀ “امید ایران” (به سردبیری علی‌‌اکبر صفرپور) و… اشاره کرد که بسیاری از شاعران و نویسندگان منسوب به حزب توده با اندیشه‌‌های سوسیالیستی در این نشریات فعالیت می‌‌کردند که از معروف‌‌ترین ایشان باید از احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) و سیاوش کسرایی نام برد. اما آنچه به وضوح در درونمایۀ شعر بیشتر این شاعران مشهود است، انعکاس اندیشه‌‌های رئالیسم سوسیالیستی نظریه‌‌پردازان هنر و ادبیات روس مانند “ایوان گرونسکی”، “آندری ژادانوف” و “ماکسیم گورکی” بود که بیانگر طغیان آرمان‌‌خواهی در برابر یأس ناشی از شکست آرمان‌‌های سیاسی و اجتماعی در 28 مرداد 1332 می‌‌بود. به گونه‌‌ای که شعر بیشتر این شاعران اغلب در زمینۀ سیاسی تعبیر و تفسیر می‌‌شد تا در زمینه‌‌های ادبی و هنری؛

“تنها شاعران اندکی بودند که به دلایل خاص فرهنگی یا اجتماعی و حتی به طور فرمایشی، روحیه‌‌شان تسلیم آن یأس و ناامیدی- که اکثریت تسلیمش شده بودند- نشده بود. شاید سیاوش کسرایی نمونۀ خوبی از آنها باشد. در تمام طول مدتی که شعرای برجستۀ این نسل، امثال اخوان‌‌ثالث و شاملو- هر چند شاملو حالت اعتدال دارد- به طرف تم یأس می‌‌رفتند، تنها اقلیتی بودند که چنین نبودند و سیاوش کسرایی یکی از آن‌‌ها بود… مخصوصاً شعر ‘آرش کمانگیر’ش که اسطورۀ بسیار بسیار زیبایی است و تم قشنگی دارد؛ البته زیبایی‌‌اش به خاطر خود اسطوره است و نه هنر شعر.” (شفیعی‌‌کدکنی،1380: 63)

تأثیر کودتای 28 مرداد بر ادبیات داستانی

همانگونه که گفته شد، گونۀ ادبی غالب در دهه‌‌های 40 و 30، شعر و به‌‌ویژه شعر سمبولیک اجتماعی (در قالب شعر نیمایی) بود. در عین حال، ادبیات داستانی ایران، پس از نویسندگانی مانند صادق هدایت و بزرگ علوی در حال پوست‌‌اندازی و ورود به عرصه‌‌های نوین سیاسی و اجتماعی بود.

“اساساً بعد از کودتا ما دو نویسندۀ خیلی مهم داشتیم: ‘بهرام صادقی’ و ‘غلامحسین ساعدی’ که از نیمۀ دوم [دهۀ] 30 وارد عرصۀ داستان‌‌نویسی می‌‌شوند. آن سال‌‌ها البته ادبیات ما نویسندگان مطرحی مثل ابراهیم گلستان یا جلال آل‌‌احمد را نیز داشت. اما از سویی هم این نویسندگان [هنوز] نوپا بودند و خوانندۀ جدی نداشتند و هم ادبیات داستانی در آن سال‌‌ها خیلی مطرح نبود… در واقع اگر آل‌‌احمد در آن سال‌‌ها مطرح بود، به‌‌عنوان روشنفکر شهرت داشت نه یک داستان‌‌نویس… حتی ابراهیم گلستان نیز در دهۀ 30 [هنوز] به دلیل داستان‌‌نویسی مطرح نیست.” (خبرگزاری ایلنا)

با این حال به عقیدۀ برخی از منتقدان، بازتاب کودتای 28 مرداد را در آن برهه، بیش از همه می‌‌توان در آثار “جلال آل‌‌احمد” و “بزرگ علوی” مشاهده کرد. دو نویسنده- روشنفکری که همچون بسیاری از نویسندگان دیگر در آن برهه، در اوایل از اعضای حزب توده بودند ولی پیشتر- در همان دهۀ 20- از حزب کناره‌‌گیری کرده بودند.

“ادبیات متعهد مفهوم گسترده‌‌ای دارد و در دوره‌‌های مختلف به مفاهیم گوناگونی اطلاق می‌‌گردید. در اینجا بحث ما از تعهد در ادبیات، نشان دادن موقعیت‌‌های سیاسی و اجتماعی در حوزۀ ادبیات است… بیشتر شاعران و نویسندگان در دوران بعد از کودتای 28 مرداد به سوی این نوع ادبیات جذب شدند… جلال آل‌‌احمد پرچمدار این نوع ادبیات است؛ اگر چه بزرگ علوی نیز در راستای اهداف سیاسی خود داستان‌‌هایی نوشته است، اما هرگز مانند جلال قلم را به‌‌طور کامل در خدمت ایده و آرمان‌‌های سیاسی خویش [به کار] نمی‌‌گرفت.” (فرشباف زیوری، 1387: 10)

سیمین دانشور و احود محمود، از دیگر نویسندگان مطرح در این برهۀ تاریخی بودند. رمان “سووشون” دانشور احتمالاً مهمترین رمان فارسی نوشته شده در این سال‌‌هاست که به‌‌طور ضمنی متأثر از جو کودتا و فضای سیاسی آن زمان است، اگر چه رمان “همسایه‌‌ها” نوشتۀ احمد محمود، صریح و بی‌‌پیرایه به جریان ملی شدن نفت و کودتای پس از آن پرداخته است. اما همچنان بسیاری غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) را مهمترین نویسندۀ جریان سمبولیک اجتماعی در میان نویسندگان (نه شاعران) ایرانی می‌‌دانند که جدا از داستان‌‌های کوتاه، در نمایشنامه‌‌های خود؛ مانند “گاو” بیشترین و بسا زیباترین بازنمودها از فضای سیاسی و اجتماعی دوران خود را به تصویر کشیده است.

  با این همه، تأثیر کودتای آمریکایی- بریتانیایی 28 مرداد، تا سال‌‌ها بعد در ادبیات داستانی و رمان فارسی مشهود است. چنانکه گذشته در گذشته نمی‌‌ماند و هم از امروز سربر می‌‌آورد؛

“پاسخ به این سوال که اگر کودتای 28 مرداد نبود و دولت مصدق موفق می‌شد، ادبیات ما به کدام سو می‌رفت؛ بسیار مشکل است. همان‌طور که پیش‌بینی چگونی شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران در صورت نبود چنین اتفاقی در تاریخ کشور کاری سخت و بعضاً بیهوده است، چرا که تاریخ و شرایط اجتماعی موجود را اما و اگر نمی‌سازد. اما به کسانی که فکر می‌کنند هنر در شرایط بحرانی و خفقان بروز می‌کند و مدعی می‌شوند شرایط خفقان موجود بعد از کودتا می‌توانست به خلق شاهکار‌های ادبی منتهی شود باید گفت؛ اگر چه بعضاً شاهد خلق شعر و داستان‌های قوی از سوی برخی هنرمندان هستیم و استفاده از شرایط بحرانی در لحظاتی افتاده، ولی این اظهارنظر جامع و همه‌گیر نیست و اگر حکومت آزاد دموکراتیکی داشتیم، به‌ مراتب ادبیات بالاتر و والاتری به وجود می‌آمد.” (خبرگزاری ایلنا)

منابع

  • آرامیده. فریده و بیگدلی. نسرین، دومین کنفرانس بین المللی شرق‌‌شناسی: ایران‌‌شناسی و یادوارۀ بیدل دهلوی، مارس 2017، هند.
  • خبرگزاری ایلنا، 28/5/1394
  • شفیعی‌‌کدکنی. محمدرضا، ادوار شعر فاسی: از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران، سخن، 1380.
  • شمیسا. سیروس و حسین‌‌پور. علی، جریان سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر ایران، فصلنامه مدرس، دوره پنجم، شماره 3، پاییز 1380.
  • شمس‌‌لنگرودی، تاریخ تحلیلی شعر نو: جلد دوم 1341- 1332، تهران، مرکز، 1370.
  • فرشباف‌‌زیوری. ناظمه، بازتاب تأثیر کودتای 28 مرداد در ادبیات داستانی ایران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، 1387. ایران، تبریز.
  • طاهباز. سیروس، مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج: چاپ دهم، تهران، نگاه، 1389.

 

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می توانید از این تگ های HTML و ویژگی ها استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>