ویروس کرونا و نظم اجتماعی

“ویروس کرونا و نظم اجتماعی”

 

ثبت بیش از هشت میلیون سفر نوروزی در روزهای نخست فروردین ماه 99 و در بحبوحۀ شیوع ویروس کرونا در کشور و در شرایطی که تمام مسئولین دولتی و کارشناسان بهداشتی نسبت به هر گونه تجمع و حتی خارج شدن افراد از منزل هشدار داده بودند، نشان از گونه‌‌ای رویکرد یا رویه‌‌ای فرهنگی- اجتماعی دارد که اگر نه با مؤلفه‌‌های سیاسی به آنارشیسم تعبیر شود، دست‌‌کم می‌‌توان آن را نوعی بی‌‌نظمی اجتماعی دانست.

اما نظم اجتماعی چیست و عوامل تأثیرگذار بر آن کدام هستند؟ در نظر بسیاری از کارشناسان و محققان علوم اجتماعی، نظم اجتماعی حاصل تعامل و هماهنگی میان اجزاء (افراد، گروه‌‌ها و اقشار) مختلف جامعه است که از طریق سازوکارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… جامعه را به سوی همدلی و همبستگی در کنش‌‌ها و رفتارهای اجتماعی سوق می‌‌دهد.

در واقع نظم اجتماعی عموماً بیانگر مفهومی واحد است که تحت‌‌ تأثیر عوامل گوناگونی همچون قانون‌‌گرایی، جامعه‌‌پذیری، امنیت اجتماعی و… قوام و گسترش می‌‌یابد. اما یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر نظم اجتماعی “اعتماد عمومی” میان اجزای مختلف جامعه می‌‌باشد.

اعتماد عمومی به معنای گونه‌‌ای تفاهم و تعامل درونی میان اجزاء تشکیل دهندۀ جامعه است که خود بیانگر میزان اعتبار افراد و اقشار مختلف نزد یکدیگر می‌‌باشد. به‌‌عنوان مثال میزان اعتبار سرمایه‌‌گذاران و کارآفرینان نزد قشر کارگر، یا میزان اعتبار جامعۀ پزشکی نزد بیماران، یا میزان اعتبار دولتمداران و سیاست‌‌گذاران نزد دیگر اجزای جامعه. بدیهی است؛ در صورت کاهش اعتبار هر قشر یا گروه، اعتماد عمومی نسبت به آن قشر خدشه‌‌دار شده و تفاهم و تعامل میان اجزای جامعه آسیب پذیر می‌‌گردد.

به‌‌عنوان مثال وقتی دولتی در ادارۀ امور مملکت دچار تضاد و تناقض در گفتار و کردار (در اطلاع‌‌رسانی و عملکرد) می‌‌شود، از میزان اعتبار عمومی نسبت به خود کاسته و لاجرم به بی‌‌نظمی اجتماعی دامن می‌‌زند. برای نمونه؛ هنگامی که رئیس دولتی صراحتاً در رسانه‌‌ای فراگیر اعلام می‌‌کند که مایحتاج عمومی مردم گران نخواهد شد، اما مردم این گرانی را با گوشت و پوست خود لمس می‌‌کنند یا وقتی فلان دولتمرد یا صاحب‌‌منصب مصاحبه می‌‌کند و می‌‌گوید فلان کالای اساسی سهمیه‌‌بندی نخواهد شد- اما کمتر از یک هفته- چنین اتفاقی می‌‌افتد، بدیهی است که اعتماد عمومی را نه تنها نسبت به خود، که در میان دیگر اجزای جامعه نیز سست و آسیب‌‌پذیر می‌‌نماید. بدین معنا که یک سیاست‌‌گذار یا یک مقام مسئول، وقتی می‌‌بیند که دیگر اجزای جامعه نسبت به او بی‌‌اعتمادند یا هشدارهای او را نمی‌‌پذیرند، سعی در لاپوشانی وقایع و فرافکنی حقایق می‌‌نماید.

در چنین شرایطی است که حتی در مواقع بحران، مانند شیوع یک پاندمی مانند ویروس کرونا نیز، تعامل و تفاهم میان اجزاء مختلف جامعه دچار اخلال و بی‌‌نظمی می‌‌شود و این بی‌‌نظمی خود منجرب به کاهش بیشتر اعتماد عمومی میان اجزای جامعه شده و بدین گونه چرخۀ بی‌‌نظمی و بی‌‌اعتمادی در تکراری بیهوده از سر گرفته می‌‌شود و مع الأسف این چرخه متوقف نمی‌‌شود مگر آنکه نتایج غم‌‌انگیز و فاجعه‌‌بار آن دامن تک تک افراد و اجزای جامعه را گرفته باشد، حال آنکه چنانچه اعتماد عمومی و در پی آن نظم اجتماعی برقرار بود، بحران‌‌هایی مانند ویروس کرونا یا ویروس ترامپ قادر به وارد کردن چنین خساراتی به جامعه نبودند.